دیدار ترامپ و ملا؟

Capture

دوستان،
نوش…

این گامبی باورنکردنی و حیرت انگیز اخیر شوالیه شیردل آمریکا، آی چه موسم دمش گرم گویی و ایول نثاری دبشی را فرا آورده است!

آخر چند دفعه این آقای شیردل باید مستقیما، به فحوی، و یا به مثابه نتیجه‌ و استدلال مضمونی دیگر، تکرار کند که ولی فقیه مسلمین جهان و بیتش به پای صیغه‌ی دیل دیگری خواهد نشست؟… چند دفعه؟!…

و هم، آخر چرا هی او دعوت از آنان را برای مذاکره تکرار می‌کند؟ آیا فکرش را نکرده شاید طرف هرگز نیاید و او را آنطور کنفت کند؟!

چرا… کرده!

و به طرفه‌ آچمز اعمال شده با گامبی امروز کینگ ترامپ، وضعیت اینگونه برای آقای عظما چوب دوسر طلایی است و ما از بابت آن داریم کیف و حال وافر می‌کنیم:

۱- پومپئو محکمه را باز کرد و کِیس دادخواهی ایرانیان گروگان شده و مال و اعتبار و سرزمین سوخته و باخته را روی میز عدلیه اذهان جهانی گذاشت، و حالا با چنین پیشینه ای در صحنه‌ی انظار جهانیان و ایرانیان و حتی خود امت حزب الله در درون و بیرون ایران، جناب خامنه‌ای که همه عمر دژمن دژمن گویی تنها ورد کلامش بوده، خود را در قعر زبونی و ریا و بدون ذره‌ای مشروعیت در هیچ جا خواهد کرد و نشان خواهد داد که چگونه، همویی که اندرز شهادت جویی حسینی به این و آن می‌داد و تسلیت هزاران نان آور را به بیوه ها و پدر مادرانشان گفت که رفتند و در راه شررسوزانی های او و مش قاسمش در شامات مثل سگ به خاک هلاکت افتادند، نشان خواهد داد که چگونه ساجد و به زانو از ترس جان و مالش، به پابوسی پرزیدنت آمریکا و چکمه لیسی ژنرال هایش رفته….

۲- دیدار را قبول نمی کند و شاید هم بد و بیراه بیشتری هم نصیب ترامپ بکند و او را به خیال خودش کنفت الاکنفات!.. که آنوقت:

الف- ترامپ شومن است و عمری هم قاطی شو های کشتی حرفه‌ای بوده .. بروید و عکس هایش را راحت جست و جو کنید..و فحش خوری و کنفت کنی و کنفت شوی همه‌اش جزو شو است و بسیار هم برنامه داغ کن!!… پس او را کنفتی نمنه؟!…

ب- در صورت عدم قبولی پیشنهاد دیدار ترامپ برای آغاز صحبت و مراوده با شیطان در حالت نرم ترین نرمش قهرمانانه، آنوقت مجبور به وارد شدن به قسمت گودتر استخر آچمز پر از فاضلابی می‌شود که بزودی در آن غرق خواهد شد؛ استخری خود کنده از فاضلاب اقتصادی-سیاسی-اجتماعی-فرهنگی انباشته در طی چهل سال چپاول و غارت سیستماتیک، فساد خوری، خرتوخر-کراتی، و سوء مدیریت همه چیز. و اگر زودتر نرود، سرش کاملا در ۴ نوامبر به زیر سطح آن خواهد رفت، چرا که در بازار و اقتصاد جهانی ورشکسته و تمام خواهد شد…

و فعلا ترامپ همچنان جفت شیش میریزد و با سه با یک افشار بسته چاشنی می‌کند!

نوش…

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

الی لیک: مایک پومپئو، سنگ روی یخ ترامپ

Capture

دوستان،
نوش…

آقای اِلی لِیک، ستون نویس و نظریه پرداز رسانه‌ی بلومبرگ که نانش را به لطف تخصصش در امور امنیت ملی و سیاست خارجه آمریکا می‌خورد، این عقیده را به قلمش آورده که سخنرانی آقای مایک پومپئو یکشنبه گذشته بر سر مزار زنده یاد ریگان و همسرش با مضمون حمایت از صدای ایرانیان به پا خاسته را می‌توان به مثابه یکی از نیکوترین ساعات تاریخ روابط ملل ایران و آمریکا از انقلاب ۵۷ تا کنون دانست.

چرا که هم متنش و هم زمانبندی‌اش را، از آن بهتر و گرمتر و امیدواری‌ دهنده ‌تر نمی‌تواند ببیند برای ایرانیان رودست از انقلاب خورده که مواجه با محنت های روزافزون مشکلات این روزهایشان می باشند. مشکلاتی که به عبارت مصیبت اعم اند از فساد کلان سران نظام و سوء مدیریت ثروت و منابع و ذخایر وطنشان توسط آنان و قحطی آب و کار و نان و و و و و … تازه آنهم حالا که هنوز بازار نفت و دیگر دکان های آقایان کاملا بسته و تخته نشده، که تاریخ موعود حلق فشاری حلقه‌ی «صفر» به گردنشان همانا سالروز حمله به و تسخیر سفارت آمریکا و گروگانگیری کارکنانش در تهران است!!
و هم از این جهت آن نطق را نیکو می‌خواند که مایک نازنین راستگو در آن با صلابت کلام موکد ساخت که دولت آمریکا حساب مردم ایران را از حاکمین غاصب اشغالگرش کاملا جدا می‌داند و مثل کوه پشت سر مردم ایران ایستاده است…

(اتفاقا در پرانتز اینکه آقای سناتور تام کاتن سخنرانی کوتاهش را برای پیش درآمد و معرفی مایک پومپئو به حضار چنین تمام کرد: «آیت الله ها در عطش [جرعه‌ای] مشروعیت بسر میبرند ولی مردم ایران هرگز آن را بهشان نخواهند داد، و آمریکا [نیز] تا مایک پومپئو وزیر خارجه ما است، چنان نخواهد کرد…» که طنین عجیبی به گوشم داشت. یک گوشه از ذهنم بلافاصله پس از اتمام آن جمله به پرسان آمد که مگر قرار است مایک هم برود و دیگر وزیر خارجه مان نباشد؟!… حیفا اگر برود…)

ولیکن به فغان می‌آید این آقای لِیک که ای دریغا که شوالیه ترامپ شیردل دیل باز، که رئیس مایک رُک گو است، او را اکنون با ادامه این ورد کلام مستمرش که آقایان بیایند و دیل واقعی! کنند، سنگ روی یخ و سکه‌ی یک پول دارد می‌سازد. مخصوصا اینکه می‌گوید این جنگ لفظی بین ترامپ و رهبر و ملا فریدون خیلی تابلوی اظهرمن‌الشمس این را دارد که همان بازی تهدید سرایی فلان را بهمان کنی که با کره شمالی برای ترامپ کَره داد، همان را اکنون شیردل سعی دارد دوباره با ملاها پیاده سازی کند و شدیدا دل به این قرص کرده که آنان را به پای میز دیل دلخواه خویش بکشاند.

آقای لیک می‌فرماید حالا کسی نمی‌گوید که دیل کردن، به نفسه، حتی با ملایان، کار بدی است… لاکن ایشان سفره‌ی دلنگرانی اش را اینگونه پهن می‌کند که حالا بیایید فرض کنیم چنین شود که خدای نکرده! آقایان در تهران تن تسلیم بدهند به همه ۱۲ فرمان مایک پومپئو برای تغییر رفتار، که فرض هم نیز همزمان بر این است که ترامپ ره اوبامایی نرفته و محض بستن دیل از اصرار و تاکید بر چنان تسلیم و تن دادنی تخطی نخواهد کرد انشالاه!، هنوز اشکال فنی بزرگی به پیش است که این است:

هیچ کدام آن ۱۲ فرمان، تضمینی برای حقوق بشر و دموکراسی به کلام و یا فحوی مرقوم ندارد… لذا، اگر به فرض آوریم که آقایان غسل ندامت نموده و تواب ترامپی هم گردند، جناب لِیک یادآوری می‌نماید که، کماکان، توبه کردگان ولایی به سواری بر کول و گرده‌ی ایرانیان، با همان رویه که راکت من خپله دیکتاتور یک شبه دگردیسی کرد و شد دیکتاتور کیم جونگ جون که به اذعان شیردل مردمش عاشق سینه چاکش هستند! و دارد به دیکتاتوری کره شمالی ادامه می‌دهد، به ظلم و مکیدن خون ایرانیان ادامه خواهند داد و ترامپ هم دیل خود را خواهد داشت و بس…

نیز می‌پرسد اگر دیلی فی‌مابین ملایان و ترامپ منعقد شود، آنوقت تکلیف این همه افشاگری های فسادهای آقایان و اینکه مایک گفت آمریکا عزم کرده که به دنبالشان برود چه؟!… اگر دیل شود و ملایان تسلیم خواسته های ترامپ شوند آن همه صحبت های مایک و پشت ایرانیان بپاخاسته ایستادن و ترتیب افاسد نظام را دادن همینجوری هپلی هپو شده و قرار است مثل بخار به هوا برود؟!… آیا چنین چیزی ضایع نیست؟!…

البته ما می‌گوییم جناب الی لیک دستشان درد نکند و متین نوشته‌اند و خواندنی بود. لاکن شاید ایشان یا نمی‌دانند و یا کیلویی! نوشته‌اند…

آخر ما نیک می‌دانیم که ایران کره شمالی نیست و آکنده از نسل شیک دردمند خجل از پدران جنزده‌اش، ولی بس زبل و زرنگ و باسواد و فنی و توانا است… باور کند جاب لیک و دیگر گرد و خاک کنندگان قافله عبور ایرانیان از نکبت که داستان شرم‌آور و ماجرای ننگین نظام مافیایی ولایی صادرکننده‌ی انقلاب اسلامی مهدوی که ایران را به این روز فلاکتش، و اگر کاری کارستان نشود هلاکتش، رسانده دیگر تمام است، به قلم قسم…

به فرض محال هم اگر ج.اس. که فقط دژمن دژمن گویی و بحران سازی و چپاول بلد است و همانگونه به ابقای خود ۴۰ سال پرداخته توبه کند و پای میز دیل کینگ ترامپ بنشیند، از طرفی مجبور به تغییر ماهیت اساسی عقیدتی و سیاسی خواهد بود و از طرف دیگر چون با توبه ناشایستگی و بی‌عرضگی و بی‌لیاقتی مسئولان سیستم درمان نخواهد شد و مردم هم می‌خواهند کشوری برای کار و زندگی داشته باشند، پس با صبر آخر تمام شده، با توبه و بی توبه، بساط این مافیا را چنان به هم خواهند ریخت که مادر انقلاب ها در دنیا نامیده شود.

شکی در آن ندارم…

نوش…

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

برچسب خاک برسری!

barchasb-khakestari

دوستان،
نوش…

این پیاله‌ی زنگ و دنگ روزگار دیده که دیرها پیش ناف دور اندیشی را با زکی بستم و سرنوشت دیر هم نیاندیشان! را گزیدم، می‌بایستی آن برچسب خاکستری را، که به گونه‌ای تداعی گونگادینی‌ راستش را بگویم برایم برمی‌انگیخت، در بهترین شرایط آک بند اوریجینالش برای مزاح و تامل خودم در آینده و آیندگان، بسان غنیمت تحفه‌ای کش رفته و بازگردانده با خود از معراج حفظ می‌کردم.
ولی چنانکه در عکس مشهود است گذاشتم که مثل خودم مچاله گشته و وا رَود!…

البته با کشیدن پای گونگادین به میان و یادآوری نبودن جایش در بهشت،
حتما که اغراق، محض ایجاد عریضه‌ی لسانی دراماتیک در نوشته‌ی گنگم،
و به گونه‌ای شاید طی طریقت و سلوک صحابه کافه نادری می‌کنم…

چون من ‹گونگادین› نزدیک چهل سال است که در خود بهشت آمریکا، مملکتی که قانون اساسی‌اش ممکنش کرده و برپایش نگه می‌دارد، بوده و ازنعماتش به شکر یزدان بهره مند بوده‌ام و مشغول با همه نوع فرشته سانان کثیرش به کار و کسب و کامیونیکِیشِن و دوستی و همدمی و زندگی…
به همان یزدان، بشکند این قلم و شاهرگ گردنم شکافد اگر ورای شکران آن نویسد…

حقیقت این است که همینطوری نمی‌شد جای در سخنرانی به رزرو خرید و به دیدار آقای پومپئو در کتابخانه‌ی یادبود ریاست جمهوری ریگان رفت…

یعنی، یا باید هزینه‌ی یک بار دیدار را که می‌شد با آن با یک نفر دیگر به همراه رفت به کتابخانه می‌پرداختیم، که پرداختیم،
و یا می بایستی گزینه‌ای از عضویت های جورواجور به قیمت های بیشتر اختیار می‌کردیم، که ما اهلش نبودیم چون اهل نزدیکی های سان فرانسیسکو‌ایم و نه لس آنجلس.

و بعد تازه به سلامتی تان ۱۷۰ دلار بی‌زبان هم بعد از خرید ورودی کتابخانه برای صندلی در سخنرانی آقای پومپئو که شامل نوش و ناش بعدش بود می‌پرداختیم، که مخلص مفلس یوخسولتان با صدایی لرزان شماره‌ی کارت اعتباریش را در تلفون به خانم صندوقدار کتابخانه، به محض اینکه خبر برنامه را در اینترنت خواند، داد و همان را کرد!!…

پس حقیقت این است که اگر من و علیا مخدره به مثال خیلی از آمریکایی هایی که از ال-اِی و اطراف و اکنافش آمده بودند عضو کتابخانه می‌بودیم، ما نیز در جمع برچسب رنگیان می‌نشستیم و نزدیکتر به جلو می بودیم…

پس شایان آنان که مثل ‹از مابهتران› پول خرج نمی‌کنند چیست جز برچسب خاکستری؟….

گرچه قلم نیک می‌داند که همان برچسب خاکستری هم از سر پیاله جماعت زیاد است، چرا که اقلا جزو سالن سخنرانی نشینان شدیم و می بایستی بیشتر قدردان باشم که عاقبتمان به آنِ سیاهی لشکری نشسته در بالکن بلاهت دیر رسیدگان به کتابخانه نیانجامید!

بله راستی باید هوای برچسب خاکستری‌ام را که یادگاری شبی فراموش نشدنی برایم است، بهتر می‌داشتم و یا اقلا همان موقع که تازه چسبیده بود عکس یادگاری‌اش را می‌گرفتم…

لاکن چنان نکردم و خاکستر بر سرم (که آن را در ترکی آذریمان به جای ‹خاک› به سر می‌کنیم!) که همیشه بعدا به یاد فکرهای خوب می‌افتم!…

نوش…

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

سوالی از آقای پومپئو

دوستان،
نوش…

اگر یکشنبه شب پیاله را مجالی شود تا به آقای پومپئو بگوید نوش،
و سوالی از جانب محترمتان مطرح کند،
آن سوال چه خواهد بود؟

نوشته‌شده در Uncategorized | 2 دیدگاه

مهم ترین دیل قرن؟

Capture

دوستان،
نوش…

در هلسینکی پوتین و ترامپ دو ساعت خصوصی و تنها با حضور مترجمانشان با هم دیدار و گفتگوی محرمانه داشتند.
حتما آن چشمک زدن معرکه جناب شیردل به پوتین را جلوی دوربین های دنیا هم دیدید!… آی چسبید!!…
البته پس از آن کنفرانس خبری دیگر همه‌ی قشر گلوبالیست رسانه‌های آمریکا و یوروبیا آن یک اپسیلون تعارف را هم اگر بود کمپلت گذاشته‌اند کنار و شمشیر را علیه پرزیدنت آمریکا، که خودش صاحب صحنه است و صحنه ساز، کاملا از رو بسته‌اند و در حال خودجردادن شدید از زمان آن دیدار و کنفرانس در هلسینکی بوده‌اند.

حالا همه آن گفتم تا این مطلب جدید جالب را با حضور گرامتان به اشتراک بگذارم:

از قراری، و هم به نقل از سایت فارن پالسی، شواهد اشاره به این دارد که ممکن است ترامپ و پوتین طی همدمی و مکالمه محرمانه شان نیز یک معاهده نظامی اساسی در راستای همکاری (اتحاد؟) نیروهای مسلح کشورهایشان را به عقد رسانده باشند، گرچه وزارت دفاع آمریکا فعلا در آن جهت صم بکم است!…

اشکالی ندارد. ما شاهد ایستاده‌ایم.

نوش…

نوشته‌شده در Uncategorized | 2 دیدگاه

نظام ملا می میرد، اگر با ترامپ دیل کند

دوستان،
نوش…

دروغ چرا نازنینان، شرط برنده ی این جانب بر این میباشد که جمعی، به حق هم، با شاهد بودن آنچه ها که گفته و کرده شده و دارد میشود،
آخه همه که اهل تحلیل و آنالیز نیستند!…
نگران اینند که وقتی که ملا به دریوزگی و و عجز و لابه به بارگاه کینگ ترامپ برای استغاثه و ترحم به سینه خزید،
که به سان مارمولک همان هم خواهد کرد،
پرزیدنت ترامپ مبادا که باهاش دیل کند،
و دور از حقیقت نیست اگر بگوییم آشفته نگرانند…

ولی دوستان، من اینطور میبینم که

– اولا، تاس ها ریخته شده و خوب هم ریخته شده! ما آن را مدام یادآوری خواهیم کرد!! ما الان دوران آش پختگی حسابی حکومت نکبت را داریم طی میکنیم، گرچه به وضوح دیدنش شاید سخت واقع شود…

– ثانیا، ملا با ماهیتی که خود و نظامش دارد، نه تنها خامنه ای خواهد مرد پیش از آنکه آن خفت آخرش شود، هر گونه دیلی که حکومت ملاها با دولت ترامپ بکند، مستلزمه مسلمش مشمولیت به جان گیری ۱۲ فرمان سروان پیاده نظام سابق نیروی زمینی ایالات متحده آقای مایک پومپئو میباشد که اتفاقا خیلی هم همخط و ایاق با سروان دیگری است که خوب میشناسیدش: آقای سناتور تام کاتن!

پس نتیجه اخلاقی ماجرا این است که نگران نباشید. هر چه شود، هرچه هم اسمش را بگذارند .. دیل .. میل .. زیبیل!.. در نتیجه اش خیابان های شهر دوباره آکنده از عشاق خواهد شد.

دیل بستن سیستم ناکارآمد و ماهیت انقلاب حسینی صادر کن ولایی، دیل کردنش با دولت ترامپ به سان از تُنگ آب بیرون آمدن ماهی خواهد بود. خواهد مرد…

نوش…

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

اوباما در هچل؟

زیرنویس پیاله ‌ای،
تقدیم مکتب رنسانس ایرانی.

نوش…

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید