هنوز دیر نیست، مش قاسم – ۲

Capture

سؤال:

چرا آقای خامنه‌ای که ماشالله دست به صادر کردن حکم حکومتی شان پرصلابت است، با صدور یکی دیگر از آن احکام، علنی و یا یواشکی از زیر عبایش، مصوبه‌ی مجلس برای الحاق به اف-ای-تی-اف FATF را ملغی نکرد؟!…

برای اینکه می‌داند انقلابش تمام شده و مردم دارند کرکره‌ی مشروعیتش را دکان به دکان پایین می‌کشند و و کامیونداران نمیخواهند نیز باری برای مشروعیتش حمل کنند و معلمین دیگر نمی‌خواهند دروغ مشروعیتش را درس دهند و قس علیهذا…

پس ببینید مملکت، شما هم همینطور سپاهیان که جزو مملکتید ببینید: نزدیک ۴۰ سال پیش سپاه برای حراست و صیانت انقلاب اسلامی تعریف شده بود. ببینید چگونه ملای قم و یاران دزد بغدادش، حال که یقین دارد کار حکومتش تمام است و پس نگران آینده، سپاهی را که برایش قریب به ۴۰ سال کار کرد و کشته داد را به راحتی خوردن یک لیوان آب خنک در گرمای داغ تهران به ازای آینده‌ سر و عمامه خود و همگونانش تاخت زده است…

باور نکنید مرا که صدایم جز طنینی از پیاله‌ای خالی که به نزدیکی گوش برده شود نیست…

بروید و به توضیحات خود آقای حسن عباسی و جناب معمم انگلیسی‌دان! سید محمود نبویان نماینده‌ی سابق مجلس گوش سماعت ز دل دهید…

هنوز دیر نیست، مش قاسم…

نوش…

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

هنوز دیر نیست مش قاسم…

دوستان،
نوش…

ویدئو را خوب تماشا کنید…
بدینگونه است که تاریخ مصرف مش قاسم گل به سر می رسد…
و دقیقا همینگونه است که سردار را سر رودخانه خواهند فروخت،
تاسرش سر دار رود…
و فاتحه‌اش هم، آخر سر، از زیر همان عمامه‌ای درمی‌آید،
که قاسم جان گل، جان و عمرش را صرف خدمتشان کرد…
عمامه‌ای که دارد واسه‌ی عمه‌اش انگلیسی جلوی دوربین بلغور می‌کند…
و از سرنوشت و کَت بسته تحویل دادنش صحبت می‌کند.
آی مش قاسم می‌بینی؟؟ در پیازت خوابانده‌اند مثل اینکه،
تا تو را فردا شبی در ضیافت تفاهم با کینگ ترامپ،
سیخ و کبابت کنند…
تو برای اینها میخواستی قدس فتح کنی؟!…
امیدوارم که می‌ارزید مش قاسم…
هنوز دیر نیست…
مش قاسم.

نوش…

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

چه خبر است در تورقوزآباد آخرش؟

Screen Shot 2018-09-27 at 2.53.53 PM

آقا،

بیش از یک هفته گذشته است. شوخی نیست.

کاش این کالبد عاریه‌ام را به مام زمین پس داده، و نبودم پشت این لپتاپ که این خطوط را بنویسم.
نوش…

یکی باید بپرسد چی شد؟!

هیچکس نخواست مجهز و عِلمی با دستگاهای پیشرفته‌ای که امروز در اختیار هست بردارد برود و از جلوی قالی‌شویی در تورقوز آباد شروع کند و در اتمام پوزه‌ی دروغگویی را به خاک پاک کوچه‌ی مهر بمالد؟!

چی شد؟!

بجز اون شاسکول ساندیس‌خور یورونیوزی (بیچاره دوست دختر/پسر یا همسرش…) هیشکی دیگه نمیخواد بره ایثار کنه واسه آقا و به بهای تنفس یه خورده از اون گرد خاک رادیواکتیو تورقوزآباد و متشعشع کردن ماتحت و ذَکَر و بیضه هاش ویدیو بسازه؟!…

حالا من میگم گور بابای سیاست.
اصلا، سگ بسپوخد فلان تکاتک ماجرا گردانان سیاست دنیوی را و بعدش هم رویش یک بیل از اون مواد رادیواکتیو را که باید گم و گور میشد بریزد. قبول؟!…

آیا واقعا میخوایین روی این حساب کنین که خالی بندیه اونچه که نتانیاهو در سازمان ملل رو کرد؟؟

مگر رفتن و آزمودن درست و حسابی و مکتوب حرفش خرجش از ساپورت کردن بشار بیشتر است؟!…
هر هفته که نتانیاهو و یا هیشکی نمیتونه با این شامورتی بازی ها بیاد .
اگه سرکاری باشه، این یه کارتیه که یه بار بازی و سوخته میشه.
اگه برین جستجو کنین و تحقیق،
به هیچ وجه بازنده نخواهید بود.
چون یا دروغی میتواند ثابت شود،
و یا فاجعه‌ای میواند بازداشته شود از ابعاد وسیعتر یافتن…

کمک کنید آن بیچاره های کوچه مهر تورقوزآبادی و اطراف را،
تا در مهیب ترین لحظات عمرتان بی کمک نمانید، ای مهر-بانان…

بروید و ثابتش کنین خالی بندی بود و خیال همه را راحت…
باور کنید که ارواح نیکو همین الساعه در اقصی نقاط عالم بیش از یک هفته است نگران و منتظر دانستن بقیه‌ی ماجرای کوچه مهر و پخش مواد رادیواکتیو در اطراف تهران هستند، نه فقط شهروندان ساکت و بیصدای بی یک ستاره در هفت آسمان تهران… شرم کنید و دست بکار شوید. سریعا.

یا …

یا، بروید سریعا و جلوی بقیه فاجعه را، شما را به آیندگان ایران قسم، یعنی بقیه ضرر را از همین الان بگیرید.

اگر آنجا متشعشع با رادیوآکتیویته تشخیص داده شود، صحبت تمیز کردنی نخواهد بود.
مردم باید ازآنجا بروند به جایی که متخصصان بگویند ایمن است و یا خودشان گایگری گیر آورده و بر حسب آن تصمیم بگیرند…

همین…

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

لاکچری!

کاریش نمی شود کرد متاسفانه، و هر وقت که اتفاق میافتد، به قدری گونه‌ای از حس نوستالژی برای بکارت و معصومیتی از دست رفته به جهالت را ایجاد می‌کند. لاکن لاجرم می‌شود و می‌توانند و، پس، می‌کنند…نوش…

«لاکچری» یکی دیگر از کلمات خارجی ست که بار دیگر با تلفظ غلط وارد زبان محاوره ای ما فارسی زبانها شده…
این کلمه را به صورت درستش به گونه های تلفظ زیر شنیده ام:

۱- لاک-شِ-ری
۲- لاک- شور-ای
۳- لاک-ژور-ای
۴- لاگژر-ای

ولی «لاکچری» هرگز نه!…

همچنین، این کلمه یا به عنوان اسم و یا به عنوان صفت به کار برده میشود که معانی مختلفش را در لینک ضمیمه ملاحظه میفرمایید.

حالا، آنانی که میخواهند خیلی تریپ خارجه ای با لاکچری لاکچری کردنشان به عرضه ی عموم برسانند، خوب چرا نه…

یک چیزیست که یاد گرفته اند… بزار دلشان خوش باشد ای بی‌انصاف که زندگیتو کردی… و به قول قدیما یک فیگوریست که میخواهند بیایند دیگر…

نوش…

http://www.farsi123.com/?word=luxury

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

هیولای سنجار دوباره خون می‌خواهد

Capture

دنیا یادش هست، دوستان،
نوش…

ولی اردوغان، آن هیولای کراواتی‌ یادش نبود امروز …

یا یادش بود ولی وقاحتش او را بیخیال کرده بود…

دنیا یادش هست ۴ سال پیش «داعش» چه فاجعه ها ببار آورد و هر چه دلش خواست در سنجار یا همان شنگال، کرد و بر اهالی آن جا روا کرد…

من هم یادم هست و بعد از چهار سال اکنون قادرم عمق واضحتری از انحطاط انسانیت و کمال هیولایی شدن و بودن را در اردوغان ببینم…

آه رجب، خواهی پرداخت جزایت را، ای رجب کثیف که قرار بود طیب باشی…

می‌دانید که رجب بود که ترانزیت و کمپینگ و لوژیستیکس داعش را فراهم کرد و بعد ازمرزش گذرشان داد درون سوریه…

و پول صف ردیف و بی انتهای تویوتاهای آکبند و اسلحله و مهمات و پرچم و همه کوفت و زهرمارشان را، خود هیلاری بیگم بود که گفت از کجا آمد. او گفت ما داعش را ساختیم و چه غلطی کردیم،.. اعراب را قانع کردیم خرجش را بپردازند!!…
و ای چه بسا داشت آدرس غلط می‌داد چون پولش را از آقا گرفته بودن و داشتند با اوباما برجام را برایش ردیف می‌کردند…

یادتان نیز باشد یه پسره‌ای بود بنام ژوزه هیچنز که همیشه قسم می‌خورد این داعش برای سپاه دارد کار می‌کند و هیچوقت با آنان هیچ جا در نیافتاده!…
کجاست ژوزه؟ … کسی خبر دارد؟!…

بعد که همه خشاب هایشان را پر از فشنگ و باک وانت هایشان را پر از بنزین کردند و بکار شده و به بار آمدند، یکی از اولین کارهایی که داعش کرد محاصره و تسخیر سنجار کردستان بود. یادتان هست؟

و در آن، بیچاره ایزدیان نیز گرفتار شدند و چه سبعیتی دنیا در آنجا مشاهده کرد.
ولی آخر چرا سنجار به آن زودی و آن شدت؟ آخر نامردها مگر چه خبر بود در آنجا؟!…

امروز با حرف های اردوغان حالیم شد چه خبر بود…

آنچه که در سنجار ۴ سال پیش گذشت، کار سفارشی داعش گلخانه‌ای برای رجب هیولا بود…
دیگر معلوم شده است برایم که داعش مثل سگ هاری از زنجیر رها شد به سنجار و اجازه داده شد هرکاری دلشان خواست بکنند به این شرط که نشانی از کرد ها و پیشمرگه های مزاحم اردوغان در آنجا باقی نگذارند و همه‌شان را پراکنده و یا خاورانی! کنند. که داعش تقریبا هم موفق شد…

حال امروز رجب هیولای مسلمان کراواتی به پارلمان ترکیه رفت و گفت میخواهد خودش ‹امنیت› منطقه‌ی قسمت شمال سوریه شرق رودخانه‌ی فرات را به عهده بگیرد و نیروهای کرد سوری ی‌پ‌گ را از آنجا براند…

اتفاقا روباه ها هم همیشه داوطلبند که ایثار کرده و وظیفه‌ی برقراری امنیت مرغدانی ها را به عهده بگیرند!!
و یادش رفت که سنجار هنوز عزادار فاجعه های ۴ سال پیشش است و ادامه داد می‌خواهد سنجار و قندیل را از وجود شبه نظامیان کرد پاک کند!!!

پس آها… همانجا بود که فهمیدم چرا ۴ سال پیش آنجور شد سنجار.

می‌دانید هنوز بسیاری از زن و دخترانی که از ایزدیان سنجار به غنیمت گرفته شدند و در بازار برده های تروریست ها فروخته، به مردمان و دیار خود برنگشته اند چون یا گمند و یا مرده‌اند؟…

در آنچه که سنجار ۴ سال پیش از داعش کشید، اردوغان دست مستقیم داشته و امروز با وقاحت تمام دوباره اسم آن شهر و آن چه در سر به سودا دارد را به پارلمان بیان کرد…

آی چرا کسی داغ نمی‌کند خر این هیولای پروقاحت را آلردی؟!

نوش…

نوشته‌شده در Uncategorized | 2 دیدگاه

جرزنی و جیش عزت، خرداغ کنی شامات؟!


دوستان،
نوش…

اگر یادتان باشد، داشت می‌رفت… اِمممم.. قرار بود که یک بزن بزن حسابی در ادلب راه بیافتد که درآن مش‌قاسم و اینا از زمین و روس ها با بمباران هوایی که همانک مدتی بود داشتند بیخودی بدون فایده تاکتیکی و فقط خرج پول و ریسک ساقط شدن انجام می‌دادند، همه زیر ماسک نیروهای دفاعی دولت سوریه قرار بود به ادلب حمله کنند و مثلا آن را ‹پاک› سازند.

و شیردل هم بی‌تعارف و با تهدید هشدار می‌داد نکنین ها! کلی جماعت غیرنظامی جلوی دست و پا هست و اجازه کشتار جمعی بهتون نمی‌دیم … چون همانطور اگر در یاد شریفتان باشد بحثش را کرده بودیم که اولا تعداد جنگندگانی که در ادلب متراکم شده بودند خیلی بیش از آنی بود که مش قاسم همه را هم که دم دستش بود اگر جمع می کرد کم می‌آورد، در حالیکه پوتین با بمباران هواپیما قراضه هاش در هوا و مش قاسمی ها در زمین زمینگیر شده بودند و تنها راه پیشبرد کشتار جمعی و تنها راه ممکنش برای آقایان بمباران شیمیایی بود، و یهو یکی کلیدش را زد و جل‌الخالق یک تفاهمی برقرار شد و غائله پاز! شد و صحبت ایجاد یک نوار حائل بین شورشیان ضد اسدی در ادلب و بقیه سوریه که حالا دیگر مثلا دست بشار است واقعیت مجازی یافت…

یعنی همین قبل از شروع مجمع عمومی سازمان ملل، چشم دنیا روشن شد به تفاهمی بین اردوغان و پوتین و آمریکا و دوست عموجان بنده، که طبق آن صحبت شد ادلب را بگذارند مستقل و حائل بماند، و نیروهای اردوغان و روسیه آن نوار حایل را حفاظت کنند و بهمان… و همه خوشحال شدند و رفتند تخمه هایشان را خریدند تا بنشینند پای تماشای سخنرانی های مجمع عمومی که اونم تمام شد و حالا خبر می‌آید که جيش العزة جیش کرده توی معامله و می‌گویند فوتینا! خط حائلتان قبول نیست. آنچه که اردوغان و پوتین سر ادلب طی کرده‌اند قبول نداریم!! خفه مون کردین. بکشین عقبتر!!..
و بدان سان بازی شامات را دوباره بسی به قول انگلیسی اینتِرِستینگ کرده‌اند.

این جوانانی که در عکس بالا ملاحظه می‌فرمایید (مرسی یلدا آراد نازنینم!) تحت عَلَم «جيش العزة»، یا به صحبتی لشکری که برای ‹عزت› سوریه می‌جنگد (کجایند بچه هایی که برای عزت … آخ بزارید فراموشش کنیم.. ما را سنه‌نه…)اکنون با برو بکس همفکر و همخط خود داخل ادلب آخرین خاکریز آپوزیسیون مسلح علیه بشار را حراست می‌کنند…

اگر بروید و عکس های بیشتری از این جماعت وایضا ویدیو هایشان را نیز جستجو نموده و ببینید، متوجه می‌شوید که همه‌چیزشان از یونیفورم تا تعلیمات نظامی که می‌گیرند آمریکایی است و خط به خط از کتابهای تعلیمات نظامی آمریکایی بیرون آمده.

حقیقتا تنها چیزی که اینها دارند که آمریکایی به نظر نمی آید کلاشهای توی دستشان است که قولتان می‌دهم آن کلاشنیکوف‌ها هم نه تنها با پول مالیات مردم آمریکا خریده شده‌اند بلکه شاید ازاین لحاظ بجای اِی آر ۱۵ کلاش در دستشان است که قیمت به صرفه تر است اگر از بازار محلی به عمده خریده شود و هم اینکه خیلی تفنگ های خوبی هم هستند و چون یافتشان در محل آسانتر است، نیازی به متحمل شدن هزینه خرید تفنگ های آمریکایی که اتفاقا چنان گلی به جمال کسی در بهتر کار کردن نمیزننداز منابع داخلی و انتقالشان به دست جنگجویان سوری نیست.

و بنده همچنین شاهد ایستاده دیده‌ام که این جماعت هروقت که لازم شده برایشان آخرین مدل های موشک اندازهای فک تانک و همچنین هلیکوپتر و هواپیما پیاده‌کن شانه ای و یا سه پایه‌ای اُپتیکی فراهم شده و دقت آن لامصب ها هم در عمل تقریبا صد در صد است!!! و همچنین اینطوری ساخته شده‌اند که با کمترین تعلیم هر الاغی می‌تواند آنرا به کار انداخته و شلیک کند و بعد هم وقتی که ایول به هدف خورد عین میمون بپرد بالا و پایین لاینقطع الله و اکبر جیغ و نعره بزند!!!

از لحاظ تاکتیکی هم یکی که درسهایش را خوانده و مشقش را نوشته حتما به شورشیان ادلب یادآوری کرده که گربه محض رضای خدا موش نمیگیره. با این حائل بازی ها رنگ نشوید. اگر می توانستند میومدن و سرتونو پخ‌پخ بریده بودند. چرا نکردند، چون نمیتوانند خط دفاعی تونو بشکنند. پس منتظر چی هستید؟ جِر بزنید و جلوتر بروید و به منطقه تون وسعت بدین!…

پس راز جالبناک کردن دوباره بازی شامات چیست؟

آیا معنیش نخیر مش قاسم حالا کجا میری با این عجله، خیال نکن به همین سادگی کشتی داری در میری، است؟

یا گامبی در پیاله دیده است که قرار است اردوغان را هم مدتی مثل خر توی آتش جنگ شامات کباب کنند تا پیه‌اش بسوزد چربی‌اش قشنگ بریزد قبل از زباله دانی تاریخ رفتنش و حسابی بگذارند ترکیه تحلیل رود تا ترک ها هم بالاخره بیدار شوند از آن خوابی که آتاترک خیال کرد از آن بیدارشان کرد؟…

راستی آنانی که آتش جنگی را به طور مصنوعی آنقدر بعد از آزادسازی خرمشهر ادامه دادند، بلد نیستند اردوغان را تامدتی که دلشان می‌خواهد و یا لازم است در جنگ فرسایشی با شورشیان سوری نگه دارند؟

چه باتلاق شلوغی سوریه درآمده! همه دارند توی آن دفن می‌شوند!!!

آیا فشار استراتژیک سیاسی است این گامبی برای دیل های دیگر منفعت داری برای اویی که با سه تاس بازی می‌کند ولی جز جفت شیش نمی‌ریزد؟…

من که هر چقدر دیگر نوش میزنم سر در نمی آورم. پس لاجرم میرم یک اندروید دیگر پیداکنم که اینستا گرام دارد تا صبر کنم ببینم عمومانوک چه در چهارشنبه می‌بیند و در ضمن تا آن وقت و یا حالا شما دوستان چه خواهید دید و می‌بینید…

نوش…

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

مادورو پرزیدنت ونزوئلا: با ترامپ ملاقات می‌کنم و خیلی هم ایول خواهد داشت!

بفرمایید: نوش!…

از یک طرف استیکی که به مادورو در گرانترین رستوران استانبول خوراندند حتما بهش خیلی چسبید، در حالی که بطور متوسط شهروندان کشورش ۱۱ کیلو از گرسنگی وزن کم کرده اند،
و از طرفی دیگر جناب ترامپ شیردل کازینو باز، باز یک جفت شش دیگر ریخت و خبرگزاری ها هم یادآوری موکد کردند که آقا بیخودی منتظر اتفاق دیگری نباشید؛ جناب شیردل تاصبح همان را خواهد کرد، ریختن جفت شیش بعد از جفت شیش!…

دیروز وقتی داشتند حالت گازانبری به آچماز رژیم ولایی می‌دادند با اضافه‌ کردن رسمی معضل حقوق بشر به آن، یکی در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل از رئیس جمهور ونزوئلا کشور برادر مموتی که نمیدانم پول بلیط هواپیمایش را چطور جور کرده بود، پرسید اگر دست بدهد با ترامپ دیدار خواهد داشت؟
که در جواب مادورو ذوق زده گفت معلومه که خواهم داشت!!! پَ‌نَ‌پَ!!! و ادامه داد وای اگه دست بده چی میشه!!!

نوش…

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید